ابن خلدون ( مترجم : م . محمد پروين گنابادى )

1024

تاريخ ابن خلدون ( مقدمه تاريخ ابن خلدون ) ( فارسى )

مىبندد كه بر همهء افراد خارج منطبق مىباشد و اين صورت ذهنى به شناختن ماهيت آن اشخاص كمك مىكند . ديگر آنكه به امرى بر امر ديگر حكم مىشود و براى ذهن آن حكم به ثبوت ميرسد و اين نوع ادراك را تصديق ميخوانند و غايت آن در حقيقت به تصور باز مىگردد ، زيرا فايدهء آن هر گاه حاصل شود شناختن حقايق اشيائى است كه مقتضى علم است . و اين تلاش انديشه گاهى درست و گاه تباه و نادرست است و از اين رو مقتضى است شيوه‌اى را كه بدان انديشه براى بدست آوردن مطالب علمى تلاش مىكند تشخيص دهيم تا بدان درست از تباه باز شناخته شود و اين شيوه قانون منطق است . و متقدمان نخستين بار كه در اين دانش گفتگو كرده‌اند به صورت تكه تكه و مطالب پراكنده سخن گفته‌اند و شيوه‌هاى آن نامهذب و مسائل آن متفرق بوده است تا در يونان ارسطو پديد آمد و او بتهذيب مقاصد منطق پرداخت و مسائل و فصول آن را مرتب كرد و مباحث مزبور را نخستين دانش فلسفه و آغاز آن قرار داد و از اين رو اين علم به دانش نخستين [ 1 ] ناميده شد و كتاب مخصوص آن را بنام فص [ 2 ] ميخواندند و آن مشتمل بر هشت كتاب بود ، چهار كتاب آن دربارهء صورت قياس و چهار [ 3 ] كتاب ديگر دربارهء مادهء آن است ، زيرا مطالب تصديقى بشيوه‌هاى گوناگون بيان مىشود : از آن جمله تصديقاتى است كه طبيعة در آنها « يقين » مطلوب مىباشد و در برخى مطلوب « ظن » است و آن داراى مراتبى است از اين رو در قياس از حيث مطلوبى ميانديشند كه آن را افاده كند و هم در آنچه سزاوار باشد مقدمات آن بدين اعتبار [ 4 ]

--> [ 1 - ) ] در نسخهء « ينى جامع » و چاپهاى مصر معلم اول است كه منظور ارسطو است و در چاپ پاريس علم الاول است و دسلان نيز به همين سان ترجمه كرده است . [ 2 - ) ] نص « ن . ل » [ 3 - ) ] در چاپ پاريس و نسخهء خطى « ينى جامع » پنج كتاب ديگر است و آن وقت مشتمل بر 9 كتاب مىشود نه 8 كتاب . [ 4 - ) ] از هر جنسى باشد خواه از جنس علم يا از جنس ظن و گاهى در قياس تنها باعتبار مطلوب خاصى نمينگرند . چاپهاى مصر و بيروت و نسخهء خطى « ينى جامع » .